به خودم که خیلی وقته با هاش حرف نزدم و یادم رفته که زمان همینطور داره میگذره ومن حتی یک ثانیه شو به خودم فکر نکردم. اینجا بهترین جای دنیا برای حرفهای منه!
خوب درچه حالی ؟!
بد خیلی بد.
باز چی شده؟!
حالم خوب نیست . نگرانم. نگران پایان نامه ام، نگران آزمون تخصص ، نگران آینده م ، نگران خونمون که باید تخلیه اش کنیم ، نگران همسایه های جدید . ....
چرا بغض کردی ؟
نمی دونم ، واقعا حال خودمو نمی دونم. هیچ کس نیست که کمکم کنه و حتی همه نیاز به کمک من دارن. انگار..
انگار چی ؟
انگار دارم بزرگ میشم. دغدغه هام فرق کرده .
اینایی که گفتی که دغدغه های آدم بزرگا نیست. آدم های بزرگ تلاش می کنن و توکل. تو کدومشو انجام دادی؟
آره راست می گی. واقعیتش از صبر کم خودم شاکیم. از اینکه هنوزم دنبال یه بزرگترم که همه مشکلاتمو حل کنه . آرومم کنه . مطمئنم کنه. گاهی تاییدم کنه. میدونی چقدر دلم واسه تشویق تنگ شده. خیلی وقته کسی تشویقم نکرده...
چه کار مهمی کردی ؟
کار خیلی مهمی نبوده ولی گاهی آدما برای کارهای کوچکشون نیاز به تشویق دادرن تا قدرت و اعتماد به نفس کارهای بزرگ. پیدا کنن.
راست می گی. ولی اگه نشه چی؟ باید منتظر موند؟
نه ولی...
ولی چی؟
نمی دونم . میشه برام دعا کنی و از خدا بخوای بهم آرامش بده . میشه از خدا بخوای خستگی هامو ازم بگیره و کمکم کنه منم یه کسی بشم واسه خودم وبقیه..
دعات می کنم که صبور و بزرگ بشیو دلت بزرگ بشه و برات مسائل کوچیک دنیا بی اهمیت باشه. مطمئن باش که اگه بخوای میتونی آدم بزرگی بشی...
برچسب:
نویسنده: آیلین امیری