با خودمم... - تاریخ: 1397/10/25 ساعت: 13:16
xa0سلام به خودمxa0 به خودم که خیلی وقته با هاش حرف نزدم و یادم رفته که زمان همینطور داره میگذره ومن حتی یک ثانیه شو به خودم فکر نکردم. اینجا بهترین جای دنیا برای حرفهای منه! خوب درچه حالی ؟! بد خیلی بد. ب
اما بهار من - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:24
اما «بهار »من ، این بسته بال کوچک ، این بی بهار وباغ ،با بال های خسته xa0در ایوان تنگ خویش، _در شهر زشت ما، اینجا که فکر کوته ودیواره بلند ،xa0 افکنده سایه بر سر وسرنوشت ما- تنها چه می کند؟ می بینمش که:غمگین ، درژرف این حصار، درحسرت شنیدن یک نغمه ی نشاط در آرزوی دیدن یک شاخسار سبز، یک چشمه یک درخت ی...
+++ - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:24
خیلی وقتها به امتحان دیکته فکر می کنم، اولین امتحانی که در کودکی با آن روبرو شدم. چه امتحان سخت و بی انصافانه ای بود. امتحانی که در آن، نادانسته های یک کودک بی دفاع، مورد قضاوت دانسته های معلم قرارxa0 می گرفت. امتحانی که در آن با غلط هایم قضاوت می شدم نه با درست هایم. اگر دهها صفحه هم درست می نوشتم،...
پند پدر... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:24
ای بهار آرزوی نسل فردا، دخترم / ای فروغ عشق از روی تو پیدا، دخترمچشم و گوش خویش را بگشا کز راه حسد / نشکند آیینهات را چشم دنیا، دخترمدست در دست حیا بگذار و کوشش کن مدام / تا نیفتی در راه آزادی از پا، دخترمکوه غم داری اگر بر دوش دل همچون پدر / دم مزن تا میتوانی از دریغا، دخترمبا مدارا میشوی آسوده دل،...
همسرم - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:24
روزی استاد روانشناسی وارد کلاس شد و به دانشجویانش گفت:"امروز می خواهیم بازی کنیم!سپس از انان خواست که فردی به صورت داوطلبانه به سمت تخته برود.خانمی داوطلب این کار شد.استاد از او خواست اسامی سی نفر از مهمترین افراد زندگیش را روی تخته بنویسد.ان خانم اسامی اعضای خانواده,بستگان,دوستان,هم کلاسی ها و همسا...
خدایا... - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 13:17
در بیکرانه های زندگی دو چیز افسونم می کندآبی آسمانxa0که می بینم و می دانم که نیستxa0خداxa0که نمی بینم و می دانم که هست ... xa0به درگاهی پناه آورده ام کز در نمی راند..که هر کس را که درمانده ست سوی خویش می خواند..خداوندا..خداوندا قرارم باش و یارم باش..جهان تاریکی محض است , می ترسم.., کنارم باش... xa0
زیبایی - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 13:17
زنان زیبا شبیه پرنسس های دیزیلند و باربی نیستند *شبیه واقعیتند *شبیه زنی که گاهی دست های خیسش را با دامنش پاک میکند و اشک هایش را با سر استینش ..نه چشم های ابی دارد نه ناخن هایش همیشه لاک زدهنگران پاک شدن رژ لب هایشان هم نیستند زنان زیبا *زنانی هستند که خود را باور دارند *
رفتار منطقی ما!! - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 13:17
ﻣﺎﻫﯽ ﻣﻮﻥ ﻫﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻪ ﺗﺎ ﺩﻫﻨﺸﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑﺮﺩ ﺁﺏ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﺶ ﻭ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﺴﺖ ﺑﮕﻪ ...ﺩﺳﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺁﮐﻮﺍﺭﯾﻮﻡ ﻭ ﺩﺭﺵ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺍﺯﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭘﺮﯾﺪﻥ .. ﺩﻟﻢ ﻧﯿﻮﻣﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩﺑﻨﺪﺍﺯﻣﺶ ﺍﻭﻥ ﺗﻮ، ﺍﻧﻘﺪ ﺑﺎﻻ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﭘﺮﯾﺪ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﺧﻮﺍﺑﯿﺪ !!...ﺩﯾﺪﻡ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﻮﻗﺴﺖ ﺑﺬﺍﺭﻣﺶ ﺗﻮﯼ ﺁﮐﻮﺍﺭﯾﻮﻡﻭﻟﯽ ﺍﻻﻥ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧ...
همونی که باید بدونم... - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 13:17
xa0 بعضی از مردم اصرار دارند که خود را به دیگران بشناسانند، و دارايى خود را به رخ آنها بکشند..این نوع آدمها در درونِ خود زجر می کشند،چرا که شادی آنها وابسته به تفکرات دیگران است! مهم بودن را فراموش کنید تا آرامش نصیب تان شود، هرچه کمتر نیازمند تحسین دیگران باشید، بیشتر تحسین می شوید! آرامش خود را به...
... - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 13:17
ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﺪ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﮐﻪهیچ کس ﺣﺮﯾﻒ ﺯﺑﻮﻥ ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﺎﺵ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻪهیچ کس ﺣﺮﯾﻒ شخصیت ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺳﮑﻮﺕ میکنممیگذارم ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺸﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁن چه ﻫﺴﺘﻢ ﺑﺮﻭﻧﺪمیگذارم ﺍﺻﻼ ﻋﻮﺿﯽ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻧﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺍﻭ ﺧﯿﺮﻩ ﻧﮕﺎﻫﺸﺎﻥ میکنمﻣﮕﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﺩﺭﺳﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺫﻫﺎني كه دن...
یا حسین... - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 13:17
حسین بیشتر از آب ، تشنه لبیک بود. اما افسوس که به جای افکارش ، زخم های تنش را نشانمان دادند.

برچسب‌های مرتبط

خدایا کمکم کن | خدایا دلم گرفته | خدایا شکرت | خدایا خسته ام | خدایا دوستت دارم | خدایا کجایی | خدایا چرا من | خدایا منو ببخش | خدایا خسته شدم | خدایا چیکار کنم